خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





چگونه با ورشکستگی و بیکاری همسرمان برخورد کنیم؟

    نقش زن خانه در شرایط ورشکستگی اقتصادی، بیکاری و بحران مالی با همسرش خیلی مهم است‎

     

    فشار روانی، استرس و تحمل تنش‌های بسیار، عدم رضایت از خویشتن، احساس خود‌کم‌بینی و بی‌ارزشی کردن، ناامیدی، حس تنهایی و طرد شدن، مورد سرزنش و تحقیر قرار گرفتن، آلوده شدن به اعتیاد و جدایی از‌جمله پیامدهای منفی بیکاری بر مرد خانه است.

    هر کسی در زندگی خیلی راحت می‌تواند کار پیدا کند، اما خیلی راحت‌تر از آن هم می‌تواند بیکار شود، به عبارت دیگر از دست دادن شغل مقوله قابل لمس‌تری است تا به دست آوردن کار! به هر حال چرخ درون گردون از این بازی‌ها زیاد دارد و به قول قدیمی‌ها «بیکاری مال مرد است!»، پس شاید خیالی نیست اما این بیکاری مرد را بدخلق و عصبی و گاه مضطرب و افسرده می‌کند و در این میان نقش زن خانه مهم است که در شرایط ورشکستگی اقتصادی، بیکاری و بحران مالی با همسرش چگونه همراهی و همدلی کند .

    شوهر بیکار چه کسی است؟
    فرد بیکار کسی است که به واسطه اخراج از کار، ورشکستگی یا تغییر شغل برای گذران زندگی خود و خانواده‌اش درآمدی ندارد و تا مدت زمانی نامعلوم قادر نیست نان‌آور خانواده‌اش باشد. معمولا چنین فردی همیشه به‌دنبال کار است و در بیشتر مواقع نیز ناموفق بوده و نمی‌تواند خیلی سریع شغلی مناسب برای خود پیدا کند. این تجربه برای خانواده بسیار آسیب‌زاست، چه‌بسا مردان روی کارشان تکیه می‌کنند و به موجب آن نیز احساس مفید بودن می‌کنند. خانه‌نشینی کار آسانی نیست و شاید شایسته هیچ مردی هم نیست. وقتی مردی نتواند خود را به طرز مفیدی مشغول کند یا از پس مخارج زندگی‌اش برنیاید، بی‌گمان در مقابل همسر و فرزندانش سرافکنده شده و احساس حقارت خواهد کرد، حتی در موارد شدیدتر ممکن است تا به مرز افسردگی نیز پیش برود. ‌فشار روانی، استرس و تحمل تنش‌های بسیار، عدم رضایت از خویشتن، احساس خود‌کم‌بینی و بی‌ارزشی کردن، ناامیدی، حس تنهایی و طرد شدن، مورد سرزنش و تحقیر قرار گرفتن، آلوده شدن به اعتیاد و جدایی از‌جمله پیامدهای منفی بیکاری بر مرد خانه است.

    چرا‌که از نگاه مردان، بیکاری چنین تعبیری دارد: «خانه من بر ستون‌ها و زندگی‌ام بر کارم استوار شده است که با برداشتن ستون‌ها خانه و با بیکاری زندگی‌ام از من گرفته خواهد شد.»

    مردی سختکوش، اما بیکار
    در اوایل ازدواج، درست زمانی که تازه صاحب فرزند شده بودیم، همسرم ناگهان کارش را از دست داد و بیکار شد. شوهر من کارمند یک شرکت حمل و نقل بود، یک روز در کمال ناباوری، کارفرمایش بی‌هیچ بهانه‌ای تنها به‌خاطر تعدیل نیرو، عذر همسرم را خواست و از او تقاضا کرد هر چه سریع‌تر برای تسویه حساب به امور مالی شرکت مراجعه کند. همسرم مات و مبهوت و شوک‌زده به خانه آمد، تا او را دیدم نگران احوالش شدم و شروع کردم به سوال‌پیچ کردنش، هر چقدر از او سوال می‌کردم، او پاسخ نمی‌داد و از گفتن حقیقت طفره می‌رفت. پنج روزی خانه بود بدون آن که سرکار برود یا حرفی از اخراجش بزند تا این‌که روز ششم بغض گلویش ترکید و گفت: نمی‌دانم چه کنم؟ از این به بعد چگونه باید هزینه‌های زندگی را تامین کنم و از همه مهم‌تر چطور از پس مخارج فرزند تازه متولد شده‌مان برآیم؟!

    همسرم به هر دری زد، به هر آشنا و ناآشنایی پیشنهاد کار داد و ماه‌ها تلاش کرد، اما کاری مناسب نیافت، گاهی سعی می‌کرد بی‌آن‌که من متوجه شوم به کارگری برود و حداقل پولی به خانه بیاورد، اما با این حال او لیسانس داشت و این شغل نه‌تنها او را اقناع نمی‌کرد، بلکه حقوق آن کفاف روزمره زندگی‌مان را هم نمی‌داد. او روز به روز ناامیدتر و پریشان‌تر می‌شد، یا در گوشه‌ای از خانه کز می‌کرد یا گاه از شدت بیقراری و عصبابیت، کوچک‌ترین مساله‌ای را بهانه کرده و پشت‌بند آن به من و فرزندم پرخاش می‌کرد. اما باز جای شکرش باقی بود من کاری پاره‌وقت داشتم و می‌توانستم با درآمد هرچند ناچیز آن، بخش کوچکی از هزینه‌های زندگی‌مان را تامین کنم.

    همسرم وقتی صبح‌ها می‌دید من با وجود یک بچه کوچک به چه سختی برای رفتن به سر کار آماده می‌شوم، از شدت ناراحتی سرش را پایین می‌انداخت، گونه‌هایش سرخ می‌شد و عرق شرم بر روی پیشانی‌اش می‌نشست، ولی سعی می‌کردم به همسرم دلداری بدهم و از شدت نگرانی و ناراحتی‌هایش بکاهم. مدام به او می‌گفتم پول به اندازه کافی در خانه است و تا زمانی که شغلی مناسب پیدا کند، می‌توانیم از پس دخل و خرج زندگی برآییم، اگرچه گاهی غلو می‌کردم اما چاره‌ای نبود، چون می‌دانستم تقاضای پول من بی مورد است و او هیچ کاری نمی‌تواند انجام دهد. از این طریق می‌خواستم به او کمک کنم تا احساس بهتری داشته باشد و بخاطر بیکاری‌اش کمتر احساس بی‌کفایتی و ناتوانی کند، چون حفظ‌ شأن و شخصیت او به‌عنوان مرد برایم بسیار ارزش داشت. بیکاری همسرم با تمام سختی‌ها، نگرانی‌ها، تشویش‌ها و بی‌پولی‌ها تقریبا یک سال طول کشید اما عاقبت او توانست شغلی مناسب با درآمد مکفی پیدا کند و مشغول به کار شود. اگرچه آن روزها برای من و همسرم سخت‌ترین روزها بود، اما الان بعد از گذشت سال‌ها، با مرور خاطرات آن دوران احساس رضایت و خشنودی می‌کنم چون به‌عنوان یک زن، قوی بودم و هیچ‌گاه با وجود تحمل سختی‌های بسیار، همسرم را تحقیر و غمگین نکردم، یاری‌اش کردم و همدل و همراهش بودم. شاید باورتان نشود همسرم گاهی می‌گوید: من احساس خوشبختی امروزم را مدیون فداکاری و عشق دیروز بی‌پولی‌ام هستم که به مدد بانویی چون تو تولدی دوباره یافتم.

    در این زمانه که عده زیادی از زنان پا به پای مردان برای تامین هزینه‌های زندگی تلاش می‌کنند، از دست دادن شغل بسیار سخت است، بیکاری هم برای زن و هم برای مرد واقعه‌ای ناخوشایند و استرس‌زاست، اما با این حال این رویداد برای مردان که نان‌آور اصلی زندگی هستند، رنگ و بویی دیگر دارد و گاه بسیار سنگین و غیرقابل هضم‌تر است. مردان به شغل‌شان وابسته هستند و ساختار عزت نفس‌شان با کارکردن شکل می‌گیرد و معنا می‌یابد. به بیان دیگر عزت نفس مردانه رابطه تنگاتنگی با شغل و حرفه و وجهه اجتماعی آنان دارد، مردان به واسطه شغل شان منزلت اجتماعی می‌یابند و برای خودشان ارزش و اهمیت قایل می‌شوند.

    بیکاری بر خودپنداره و عزت نفس مردان اثرات منفی بیشتری می‌گذارد. وقتی مردی برای مدت طولانی بیکار باشد و در یافتن شغلی جدید نیز موفق نشود، نه‌تنها از جانب خانواده تحت فشار قرار می‌گیرد، بلکه به نوعی احساس یاس و بی‌لیاقتی به او دست می‌دهد که متعاقب آن نیز ممکن است اقتدار و قدرت مردانگی‌اش زیرسوال رفته و مدیریت زندگی را خارج از دستان خویش بداند و این حالت زمانی وخیم تر می‌شود که زن خانه شاغل باشد و در مدت بیکاری همسر، جور مرد زندگی‌اش را نیز به دوش بکشد، قطعا این شرایط، سناریویی دردناک و عذاب‌آور خواهد بود برای مردی که اهل کار است و تا به همین دیروز، دستی به جیب داشته و دخل و خرج زندگی را مدیریت می‌کرده، اما از بد روزگار، امروز به ناچار مجبور است در کنج خانه بنشیند و به حقوق همسرش چشم بدوزد!

    روان‌شناسان می‌گویند: در این برهه از زندگی نقش زنان در همراهی همسرشان بسیار سخت‌تر از دیگر شرایط دشوار زندگی است، همسران مردان بیکار، با‌وجود کنار آمدن و سازگاری با این وضع، مجبورند با تلاطمات روحی مردشان که گاه با بدخلقی و عصبانیت‌های غیرقابل تحمل همراه است نه‌تنها کنار بیایند، بلکه همسرشان را یاری کرده و اجازه ندهند بیش از پیش در خود فرو روند و احساس بی‌کفایتی کنند. آنان مدام باید در تلاش باشند تا بتوانند اعتماد به نفس از دست رفته همسرشان را با دادن امید و شوقی دوباره برای حرکت و بازسازی زندگی بازیابی کنند، کار سختی که گاه از توان زن خارج است و با سوءبرداشت‌های مردانه نیز مواجه می‌شود. اگر به پای درددل زنانی که همسری بیکار دارند، بنشینید به کرات می‌شنوید که همگی آنان اذعان می‌کنند آنقدر عرصه زندگی به کامشان تنگ است که غم بی‌پولی و بیکاری همسرشان را فراموش کرده‌اند، بسیاری از اخلاق‌های تند همسرشان گله‌مندند، عده‌ای از بهانه‌جویی بی‌دلیل و ناموجه به ستوه آمده‌اند و برخی دیگر نیز از آیه یاس خواندن همسرشان و بی‌انگیزگی و افسردگی او نالانند.

    پس چه باید کرد؟ اگر شما با مشکل بیکاری همسرتان مواجه هستید، در این نوشتار پیشنهاداتی به شما ارائه می‌دهیم تا شاید بهتر بتوانید با بیکاری او کنار بیایید .

    بهتر است آرامش‌تان را حفظ کنید و با خونسردی پیش بروید. وقتی به این درجه از یقین برسید می‌توانید حس مثبت‌تان را که بسیار قوی، نیروبخش و تاثیرگذار است به همسرتان نیز منتقل کنید. به‌طور مستقیم و غیرمستقیم به خود و همسرتان این اطمینان را بدهید که شما می‌توانید با همیاری یکدیگر این دوران سخت زندگی را بخوبی مدیریت کرده و با فائق آمدن بر مشکلات آن، با موفقیت سپری کنید. این اصل مهم را بپذیرید تا با حفظ آرامش خود و همسرتان بتوانید روند برطرف شدن بیکاری را تسریع کنید.

    بیکاری همسرتان را در بوق و کرنا نکنید
    حتی‌المقدور در مورد بیکاری همسرتان با هیچ کس بویژه نزدیکان‌تان صحبت نکنید. اگر‌چه ممکن است عرصه بر شما تنگ آید و برای مواجهه با فشار اقتصادی به اطرافیان‌تان روی بیاورید و طلب کمک کنید، اما توصیه می‌کنیم برای حفظ ‌شأن و منزلت همسرتان هم شده، مدتی دست نگه دارید و اندکی تحمل سختی کنید. در این شرایط لازم است به جای به دست گرفتن کاسه چه کنم چه کنم و استمداد کمک از دیگران، شما و همسرتان به گفت‌وگو بنشیند و با یک کاسه کردن فکرها و تصمیمات‌تان، به‌دنبال راه‌حل باشید. خودتان دو نفر، بیش از هر کس دیگری، صلاح زندگی‌تان را می‌دانید. این مساله را در مواقع ضروری چون یافتن شغل، گرفتن وام، قرض گرفتن و...، آن هم اگر لازم بود، تنها با اطرافیانی که می‌توانند کمک حالتان باشند، در میان بگذارید. این پیشنهاد صرفا برای پیشگیری از آسیب دیدن عزت نفس همسرتان است.

    حامی واقعی باشید
    اگر همسرتان به ناگاه بر اثر حادثه‌ای چون ورشکستگی، تعدیل نیرو، اختلاف با کارفرما و ... کارش را از دست داد، سعی کنید برای مدتی هم شده به شوهرتان فشار نیاورده و برای گذران این دوران سخت چون کوه، پشت او بایستید.

    فقط ادعای حامی بودن نکنید، بلکه سعی کنید در کلام و رفتارتان نیز حمایت‌های صادقانه و واقعی خود را نشان دهید. در این حین به او این اطمینان را بدهید که این مشکل گرچه برای حال و روز امروزتان خیلی سخت است، ولی همراه او هستید و درکش می‌کنید و تلاش خواهید کرد با همه مصائب این دوران کنار بیایید. به او بگویید: حاضرید تا پیدا کردن شغل مناسب و دلخواهش صبر کنید و تا آن زمان نیز لازم نیست نگران تامین هزینه‌های زندگی باشد، چه‌بسا چه از طریق درآمد خودتان یا از طریق پس‌اندازی که تا به حال داشته‌اید، می‌توانید چند ماهی را گذران روزگار کنید. از سوی دیگر، بهتر است برای یافتن یک کار مناسب عجله نکنید یا همسرتان را بابت آن تحت فشار نگذارید، به او فرصت دهید تا پس از سپری کردن دوران غم، خود به‌دنبال شغلی دیگر باشد، گرچه در این هنگام شما نیز می‌توانید برای یافتن شغل جدید به او کمک کنید.

    مواظب کلام و رفتارتان باشید
    به شما حق می‌دهیم که عنان صبر بگسلید و گاهی زبان به اعتراض بگشایید. اما یادتان باشد همسرتان چون شما مستاصل و درمانده است، پس دردی به دردش نیفزایید و نمک به زخمش نپاشید. ششدانگ حواستان را جمع کنید مبادا حرف‌هایی بزنید یا رفتارهایی انجام دهید که همسرتان احساس تنهایی و درک نشدن کند.

    شما تنها پشتیبان این روزهای سخت او هستید، تغییر خلق در ارتباط با همسر، استفاده از کلمات ناامیدکننده یا ابراز خشم و عصبانیت از احوال پیش‌آمده، طعنه و کنایه زدن، انتقاد و سرزنش‌های مدام، تحقیر و... نشان از حمایتگر نبودن شماست.

    همچنین به شما بانوانی که شاغل هستید، توصیه می‌کنیم شرایط همسرتان را درک کنید، بپذیرید برای او بسیار سخت است که ببیند در خانه است، اما شما مثل سابق هر روز سرکار می‌روید که هیچ، بلکه به جای او نیز چون مردان، ایفای نقش می‌کنید.

    درد خانه‌نشینی از یک‌سو، احساس حقارت، کم‌بینی و حسادت از سوی دیگر گاه باعث می‌شود همسرتان از سر ناآگاهی و فشار زیاد، ساز ناسازگاری بنوازد و شما را با انتقادها و ایرادهای غیرمنطقی تخطئه کند، در این شرایط توصیه می‌کنیم با توجه به موقعیت همسرتان صبور بوده و رفتاری کاملا مثبت داشته باشید،مقابله به مثل نکنید و از سرزنش، انتقادهای مکرر و تحقیر بشدت بپرهیزید. از سوی دیگر، ممکن است مجبور به اضافه‌کاری شوید تا شاید بتوانید جبران بیکاری همسرتان را داشته باشید، اما حواستان باشد /// ادامه مطلب را بخوانيد ...

     


    این مطلب تا کنون 6 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : بیکاری ,همسرتان ,زندگی ,خانه ,همسرم ,مردان ,بیکاری همسرتان ,شغلی مناسب ,توصیه می‌کنیم ,هزینه‌های زندگی ,برای گذران ,قرار گرفتن، آلوده ,تامین هزینه‌های زندگی ,خویشتن، احساس خود‌کم‌بینی ,تحمل تنش‌های بسیار، ,
    چگونه با ورشکستگی و بیکاری همسرمان برخورد کنیم؟

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده